|
|
|
|
|
من زمینم تو درخت من درختم تو باهار ناز انگشتای بارون تو ... درود و عیدتون مبارک . با یک کارجدید...
خواب برفهام هم آغوش آفتاب به انزال میرسد و سرنوشت انگورها با همین برهنگی شراب میشود! چار فصل تنم بهاری گلهای سیب لبهام آبستن اساطیری بوسه های بکر بهار با آفتاب آغاز میشود من با دستهات عید اما آغوش توست گشوده و مرد آغوشم را عید باش |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط ام البنین باباخانی
|
|
||