|
|
|
|
|
دیروز رفتیم علیرضا را به خاک سپردیم و آمدیم...
از من که بار اول بود ندیدمش! تا همه آنها که سالها میشناختنش/ نشناختنش! علیرضا نسیمی دیروز مثل همیشه که دوستانش گفتند تنها ماند و ما باز تنهاش گذاشتیم و آمدیم! خیلی ها نبودند و خیلی ها هم بودن. اما چه بودنی؟! امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم شاید ای دل نرسیدیم به فردای دگر. روحش شاد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط ام البنین باباخانی
|
|
||