تبليغاتX
بنینا
شعر و واگویه ها

 

بعد از مدتها با غزل

 

عصیان

 

دلم را در میان دانه های سیب پنهان کن

مرا چرخی بزن با حجم دندانهات عصیان کن

 

بگیر عطر مرا رگهات را جاری کن از آبی

مرا با طعم دامنگیری لبهات ویران کن

 

سکوت چتر را نم نم به خواب بادها بسپار

مرا خیس نگاهت، طعمه یک ریز باران کن

 

سیاه روسری را از سر تنهای ام بردار

خیال بادهای این حوالی را پریشان کن

 

تمام روز را دلواپس سرشاخه ها هستم

مرا همسایه گنجشک های این خیابان کن

 

من از مرداب ها از ارتفاع پست می ترسم

هجوم موج را همرنگ اقیانوس طغیان کن.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط ام البنین باباخانی  |